تبليغاتX
دنننننننننننننننننننننننننننننبه
دنبه
 

عزیزی می گفت ما در ایران یا چهل ستون (چهلستون) داریم یا بی ستون (بیستون) و منظورش افراط و تفریط ما ایرانی های عزیز بود بعضی وقتها که فکر می کنم می بینم بابا این رفیقمون خیلی درست می گفت بی صبرانه منتظر ساخته شدن بیست ستون هستم شاید باعث ایجاد تعادل و میانه روی بشه !!!


کلمات کلیدی: ایران ،کلمات کلیدی: چهلستون ،کلمات کلیدی: بستون
 
سفرنامه اصفهان
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ تیر ۱۳۸٧  

این هفته به منظور انجام یک ماموریت اداری به اصفهان سفر کردم

اول : حتماً که نبایستی مثل همه وبلاگهایی که ادعای مولف بودن دارند (یعنی نویسنده وبلاگ برای اولین بار یک مطلب را با توجه به دانش خود در دنیای وبلاگستان فارسی منتشر می کند ) در مورد نسخه جدید نرم افزار فایرفاکس و تعداد دانلود اون توسط ایرانی ها بنویسم (که البته این گونه مطالب هم در نوع خودش بسیار ارزشمند هستند)

پس می خوام برای اولین بار یکی از صنایع دستی ایرانیان هنرمند رو که گویا به طور جدی چند سالی بیشتر از تولد این هنر در اصفهان نمی گذره براتون معرفی کنم

هنرمندان اصفهانی اخیراً با استفاده از استخوان شتر قطعاتی مثل جعبه جواهرات-سرمه دان- جا قلمی و ... می سازند - باوجودیکه اینها همه کار دست هست برای بیننده باور کردن اون مشکله (هم ساختن اون و هم نقاشی های مینیاتور روی اون) البته قیمت این قطعات هم خیلی ارزان نیست به طور مثال یک جعبه جواهر با ابعاد 7 در 3 سانتیمتر قیمتی در حدود 80 هزار تومان داره که برای توریستها خیلی جذاب و هم یادگاری خوبی از ایران به حساب میاد

دوم : یک کوه کوچک و بسیار زیبا در اصفهان هست که از یک طرف به شکل یک آدم که پشت به شما نشسته به نظر می رسه (سر قسمت قله و شانه ها و پشت بقیه کوه) از راننده اسمشو پرسیدم جواب مطمئنی نداد ولی گفت اسمش احتمالاً کوه دنبه باشه (چون بی شباهت به دنبه گوسفند نیست) البته ما ایرانی ها علاقه عجیبی به این جور نامگذاری ها داریم مثلاً در مشهد کوهی به نام چینگ کلاغ (نوک کلاغ) داریم و در ایلام هم کوه زیبایی رو به نام قلاغ ایلا (آشیانه کلاغ) نام گزاری کردن

سوم : بلاخره برای اولین بار بریانی اصفهان رو خوردم ، اعتراف می کنم به خاطر معروف بودن بیش از حد این غذا در اصفهان اونرو خوردم  ولی اصلا خوشم نیومد- یعنی چیزی نبود که تو خاطره غذایی آدم بمونه و دفعه بعد هم بره سراغش تا دوباره از خوردنش لذت ببره ( البته این در مورد سلیقه غذایی من صادق هست بقیه رو نمی دونم )

چهارم : بابا عجب توریستی از این اصفهان در طول سال بازدید می کنه اونم در چه سن و سالی – یک پیرزن حدوداً 70 ساله با دو تا عصا و یک کوله پشتی چند ساعت توی میدان نقش جهان این ور و اون ور میرفت تا مایه ی خجالت ما بشه که بعضی وقتها برای مسافرت رفتن هم تنبلی می کنیم.

پنجم : این چه رسم غیر عاقلانه ایست که درب عالی قاپو و مسجد شیخ لطف الله رو از ساعت 7 شب می بندند اونهم در این ایام که هوا تا 8:30  شب هنوز روشنه  !!!

ششم : در سر تا سر میدان حتی یک سرویس بهداشتی که برای خارجی ها تهیه شده باشه وجود نداشت –منظورم توالت فرنگی است – به طوریکه یکی از این فرنگی های بی تربیت !!! وقتی وارد سرویس بهداشتی ما ایرانیها شد نتونست ازش استفاده کنه و مثل بچه پرو ها بلند گفت (Shit ! Iranian Toilet) خوب بچه جان ! به جای توهین به ما ایرانیها و با توجه به اینکه احداث چند دستگاه توالت فرنگی برای مسئولین محترم شهر اصفهان هم هزینه های سنگینی !!! به دنبال داره و هم به نوعی ترویج فرهنگ منحط غرب !!! به حساب می آد یکم روش استفاده از این توالت های شرقی رو یاد بگیر که بعد مجبور نشی به توالت های ما توهین بکنی

|+| نوشته شده توسط محمد دنبه در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388  |
 
mohammad.h

|+| نوشته شده توسط محمد دنبه در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا